خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۹۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن مه چو در دل آید او را عجب شناسیدر دل چگونه آید از راه بیقیاسی
۲
گر گویی میشناسم لاف بزرگ و دعویور گویی من چه دانم کفر است و ناسپاسی
۳
بردانم و ندانم گردان شدهست خلقیگردان و چشم بسته چون استر خراسی
۴
میگرد چون خراسی خواهی و گر نخواهیگردن مپیچ زیرا دربند احتباسی
صفحهٔ ۱ از ۳