خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۹۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسیشادی هر مسلمان کوری هر فسوسی
۲
هر روز خطبهای نو هر شام گردکی نوهر دم نثار گوهر نی قبضه فلوسی
۳
عشقی است سخت زیبا فقری است پای برجابر آسمان نهی پا گر دست این دو بوسی
۴
جانی است چون چراغی در زیر طشت قالبکرد به پیش نورش خورشید چاپلوسی
صفحهٔ ۱ از ۳