شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۴۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جگر پاره اگر مایده خوانم شدچشم شور فلک سفله نمکدانم شد
۲
تنگدل داشت پریشانی پرواز مراغنچه گشتم، قفس تنگ گلستانم شد
۳
دست شستم ز جهان، آب حیاتم گردیدپا نهادم به هوا، تخت سلیمانم شد
۴
تا درین عالم پرشور نظر کردم بازتخته مشق دو صد خواب پریشانم شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth