شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۴۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شدحلقه کعبه شد آن چشم که حیران تو شد
۲
بس که جان در طلبت راهروان افشاندندسر بسر خرده جان ریگ بیابان تو شد
۳
چون در فیض شود قبله ارباب نیازچاک هر سینه که از خنجر مژگان تو شد
۴
بی نمک می شمرد مایده جنت راکام هرکس نمکین از نمک خوان تو شد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth