خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقد جان را لب خاموش نگهبان باشدرخنه مملکت دل لب خندان باشد
۲
جلوه صبح قیامت کف دریای من استکیست مجنون که مرا سلسله جنبان باشد
۳
سینه ای صافتر از چهره یوسف دارمنقش امید من از سیلی اخوان باشد
۴
روزن عالم غیب است دل اهل جنونمن و آن شهر که دیوانه فراوان باشد
صفحهٔ ۱ از ۴