خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به لبم بی تو چنان تند نفس می آمدکه ز تبخاله ام آواز جرس می آمد
۲
سالم از بادیه ای برد مرا بیخبریکه ز هر خار در او کار عسس می آمد
۳
ناله مرغ گرفتار اثرگر می داشتگل نفس سوخته تا کنج قفس می آمد
۴
به شتابی دل ازین وادی خونخوار گذشتکه ز هر آبله اش بانگ جرس می آمد
صفحهٔ ۱ از ۳