شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۴۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به تعظیم نهال تو ز جا برجستندسروها یکقلم از پای دگر ننشستند
۲
از تماشای تو نظارگیان راست دو عیدتا دو ابروی هلال تو به هم پیوستند
۳
مزن ای شانه به هم زلف دلاویزش راکه درین سلسله بسیار عزیزان هستند
۴
می توان کرد عمارت چو شود کعبه خرابوای بر سنگدلانی که دلی را خستند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth