خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردمندان که به ناخن جگر خود خستندچشمه خویش به دریای بقا پیوستند
۲
خود حسابان که کشیدند به دیوان خود رادر همین نشأه ز آشوب قیامت رستند
۳
خاکیانی که به معماری تن کوشیدنددر ره آب بقا سد سکندر بستند
۴
چه بغیر از نفس سوخته حاصل دارند؟دانه هایی که درین شوره زمین پا بستند
صفحهٔ ۱ از ۳