شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۴۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قسمتی در خور هرکس چو ز اول دادندبیقراری به من و خواب به مخمل دادند
۲
چون سر از کوچه زنجیر نیارم بیرون؟که عنانم به کف زلف مسلسل دادند
۳
چشم هرسوی مگردان که درین تنگ بساطخواب آسودگیی بود، به مخمل دادند
۴
مژده آمدنت سنگ به محفل برساندبرگ برگ چمن آیینه به صیقل دادند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth