خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالکانی که قدم در ره جانانه زدندپشت پا بر فلک از همت مردانه زدند
۲
مستی از شیشه و پیمانه خالی کردندساده لوحان که در کعبه و بتخانه زدند
۳
فلک بی سر و پا حلقه بیرون درستدر مقامی که سراپرده جانانه زدند
۴
دامن عمر ابد در کف جمعی افتادکه به سر پنجه سر زلف ترا شانه زدند
صفحهٔ ۱ از ۴