شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۵۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا تو بی پرده شدی لاله رخان خوار شدندهمه گلهای چمن در پس دیوار شدند
۲
ای بسا خیره نگاهان که به یک چشم زدنچون شرر محو در آن شعله دیدار شدند
۳
پرده بردار که از شوق تماشای رختدر و دیوار جهان آینه رخسار شدند
۴
این چه قدست که تا سایه به گلزار افکندسروها در بغل رخنه دیوار شدند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth