شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۹۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندیوالله ز سرکه رویی تو هیچ برنبندی
۲
تلخی ستان شکر ده سیلی بنوش و سر دهخندان بمیر چون گل گر ز آنک ارجمندی
۳
چون مو شده‌ست آن مه در خنده است و قهقهچت کم شود که گه گه از خوی ماه رندی
۴
بشکفته است شوره تو غوره‌ای و غورهآخر تو جان نداری تا چند مستمندی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth