خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساده لوحان که می از خم به مدارا نوشنداز بخیلی به قلم آب ز دریا نوشند
۲
پیش ما تشنه لبان چند مکیدن لب خود؟خون دل به ز شرابی است که تنها نوشند
۳
نشأه در حوصله شهر شود زندانیباده آن است که در دامن صحرا نوشند
۴
به سفالین قدح خاک کجا پردازند؟میکشانی که می از عالم بالا نوشند
صفحهٔ ۱ از ۲