شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۵۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل اهل نظر آن به که گرفتار بودصحت چشم در آن است که بیمار بود
۲
جسم در دامن جان بیهده آویخته استنور خورشید کجا خانه نگهدار بود؟
۳
سر به بالین فراغت نگذارد هرگزهرکه را درد سخن قافله سالار بود
۴
زهر در ساغر ما چاشنی قند دهدزنگ بر سینه ما مرهم زنگار بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth