شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۵۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟رگ من جاده نشتر آزار بود
۲
همچنان در ته دیوار شکسته است تنماگرم بال هما طره دستار بود
۳
تازه و تر برساند به بهار دگرشگل اگر در قفس مرغ گرفتار بود
۴
چند در کوی تو ای خانه برانداز وفانامه ام در بغل رخنه دیوار بود؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth