خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۹۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباریچون موی از آن شدم من تا تو سرم بخاری
۲
زان دست شستم از خود تا دست من تو گیریزان چون خیال گشتم تا در دلم گذاری
۳
زان روز و شب دریدم در عاشقی گریبانتا تو ز مشرق دل چون مه سری برآری
۴
زان اشکبار گشتم چون ابر در بهارانتا نوبهار حسنت بر من کند بهاری
صفحهٔ ۱ از ۲