شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۵۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حاصل عمر زخود بیخبران آه بودهرکه از خویشتن آگاه شد آگاه بود
۲
نتوان در حرم قدس به پرواز رسیدپر سیمرغ درین راه پر کاه بود
۳
پیش چشمی که به یکتایی آن سرو رسیدطوق هر فاخته ای های هوالله بود
۴
از وصول آن که زند دم، خبر از راهش نیستآن بود واصل این راه که در راه بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth