خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرچه دیدیم درین باغ، ندیدن به بودهر گل تازه که چیدیم نچیدن به بود
۲
هر نوایی که شنیدیم ز مرغان چمنچون رسیدیم به مضمون، نشنیدن به بود
۳
زان ثمرها که گزیدیم درین باغستانپشت دست و لب افسوس گزیدن به بود
۴
زان شکرها که چشیدیم به امید تمامزهر نومیدی از آنها به چشیدن به بود
صفحهٔ ۱ از ۵