خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می شود آب روان چون به رگ تاک رودصرفه آب در آن است که در خاک رود
۲
همه شب گرد دل سوختگان می گردیکس ندیدم که در آتش چو تو بیباک رود
۳
گرد گشتیم و بلندست همان پایه ماخاکساری علمی نیست که در خاک رود
۴
خشک شد چشمه شمشیر ز سرگرمی منتا ازین شعله آتش چه به فتراک رود
صفحهٔ ۱ از ۲