شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۵۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفت در خلوت مینا گل و بلبل آسودبلبل از ناله فرو بست لب و گل آسود
۲
شعله گرمی هنگامه گلزار نشستغنچه شد شهرت گل، دیده بلبل آسود
۳
دم شمشیر تغافل همه را با من بودمن چو رفتم ز میان، تیغ تغافل آسود
۴
پرتو صبح بناگوش گران بود بر اوچون گل روی تو در سایه سنبل آسود؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth