خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جگر تشنه محال است که سیراب شودگر عقیق لب او در دهنم آب شود
۲
چه غم از تابش خورشید قیامت دارد؟هرکه در سایه شمشاد تو در خواب شود
۳
تخم امید برومند نگردد ز بهارسبز وقتی شود این دانه که دل آب شود
۴
هرکه یک چند درین دایره بر خود پیچددر کف بحر بقا خاتم گرداب شود
صفحهٔ ۱ از ۳