خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طایری را که به دام تو گرفتار شوددانه در حوصله اش گوهر شهوار شود
۲
می کند کعبه نفس سوخته استقبالشهرکه را صدق طلب قافله سالار شود
۳
خاک را زلزله از جای اگر برداردنیست ممکن دل غفلت زده بیدار شود
۴
طرف حرف بود صیقل روشن گهرانطوطی لال بر این آینه زنگار شود
صفحهٔ ۱ از ۴