خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باده در شیشه و پیمانه من سنگ شودسبزی بخت بر آیینه من زنگ شود
۲
تا فشاندم به جهان دست سبکبار شدمشود آسوده فلاخن چو سبک سنگ شود
۳
بر زمین می زندش سنگدلیهای فلکساز هرکس که درین دایره آهنگ شود
۴
کوه تمکین تو در پله نازست تماماین نه سنگی است که محتاج به پاسنگ شود
صفحهٔ ۱ از ۲