خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سر زلف تو مجنون دل فرزانه شودهرکه پیوست به این سلسله دیوانه شود
۲
حسن را عشق ز آفات بلاگردانی استشمع را دست حمایت پر پروانه شود
۳
دل اطفال ز سنگ است گران تمکین ترکس درین شهر به امید که دیوانه شود؟
۴
غم روزی نبود مرغ گرفتار تراگره دام، اسیران ترا دانه شود
صفحهٔ ۱ از ۴