خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۹۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانیچون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی
۲
بازار زرگران بین کز نقد زر چه پر شدگرچه ز زخم تیشه درهم شکست کانی
۳
تا تو خمش نکردی اندیشه گرد نامدوا شد دهان دل چون بربسته شد دهانی
۴
چندین هزار خانه کی گشت از زمانهتا در دل مهندس نقشش نشد نهانی
صفحهٔ ۱ از ۲