خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر از سنگ رگ سنگ برون میآیدریشه غم ز دل تنگ برون میآید
۲
باده روح درین شیشه نخواهد ماندنآخر این آینه از زنگ برون میآید
۳
سنگ اطفال به مجنون چه تواند کردن؟این شرار از جگر سنگ برون میآید
۴
شیوه عشق وفادار همان یکرنگی استحُسن هرچند به صد رنگ برون میآید
صفحهٔ ۱ از ۲