شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۶۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لاله از رشک رخت خون جگر می گریدآتش از گرمی خوی تو شرر می گرید
۲
حلقه زد تا خط شبرنگ به گرد رخ اوهاله چون حلقه ماتم به قمر می گرید
۳
سنگ را گریه به جان سختی فرهاد آیدآن نه چشمه است که در کوه و کمر می گرید
۴
بر تهیدستی خود پیش در سیرابشسر به دامان صدف مانده گهر می گرید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth