خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دل خونشده هرکس که شرابی نکشیددامن گل به کف آورد و گلابی نکشید
۲
جای رحم است بر آن مغز که در بزم وجوداز دل سوخته ای بوی کبابی نکشید
۳
خاک در کاسه آن چشم که از پرده خواببر رخ دولت بیدار نقابی نکشید
۴
رشک بر موج سراب است درین دشت مراکه ز دریای بقا منت آبی نکشید
صفحهٔ ۱ از ۳