شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۶۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پنبه نبود که شد از سینه افگار سفیدچشم داغم شده از شوق نمکزار سفید
۲
در دیاری که تو از جلوه فروشان باشیگل ز خجلت نشود بر سر بازار سفید
۳
پیش من دم نتواند ز نظربازی زدگرچه شد دیده یعقوب درین کار سفید
۴
آنقدر همرهی از بخت سیه می خواهمکه کنم دیده خود در قدم یار سفید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth