خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خنده بر جگر حشر داشت (حق) نمکبه فتنه جنبش مژگان او زبان می داد
۲
دماغ پر زدنم نیست، کاشکی صیادوظیفه قفسم را به آشیان می داد
۳
ز آشنایی گل مانع است بلبل رادرین دو هفته خدا مرگ باغبان می داد!
۴
رقیب خام به ما عرض داغها می کردز سادگی گل کاغذ به باغبان می داد
صفحهٔ ۱ از ۳