شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۶۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه موج از دل دریا کرانه می‌طلبدکه بهر محو شدن تازیانه می‌طلبد
۲
منم که بی‌خبرم در سفر ز منزل خویشوگرنه تیر هوایی نشانه می‌طلبد
۳
گهر صدف طلبد، تیغ آبدار نیامدلِ دو نیم ز خلق آن یگانه می‌طلبد
۴
ز آستانه دل یافت هرچه هرکس یافتخوش آن که حاجت ازین آستانه می‌طلبد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth