خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز می فروغ لب یار بیشتر گرددز آب، آتش یاقوت شعله ور گردد
۲
چه غم ز زخم زبان است خاکساران را؟به گرد باد خس و خار بال و پر گردد
۳
تو چون به جلوه مستانه قد برافرازیفلک چو سبزه خوابیده پی سپر گردد
۴
چنان که صبح شود اختر از نظر پنهانز خنده راز دهانش نهفته تر گردد
صفحهٔ ۱ از ۳