خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو سعی کن که دلت ساده از رقم گرددکه دل چو پاک شد از نقش، جام جم گردد
۲
قضا چو تیغ برآرد گشاده ابرو باشکه این سلاح ز چین جبین دو دم گردد
۳
قدم ز دایره اختیار بیرون نهکه راه کعبه مقصود یک قدم گردد
۴
نظر سیاه نسازد به ملک هر دو جهانز درد و داغ تو هر دل که محتشم گردد
صفحهٔ ۱ از ۳