خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز چهره تو نظرها پرآب میگرددز آتش تو جگرها کباب میگردد
۲
اگر به لب ز سر شیشه پنبه برداریز یک پیاله دو عالم خراب میگردد
۳
ز دیده تو شود خیره، چشم گستاخیکه بر ورق ورق آفتاب میگردد
۴
حدیث تیغ تو هرجا که در میان آیددهان زخم شهیدان پرآب میگردد
صفحهٔ ۱ از ۳