شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۶۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا دل از قد خم زنگ ناک می گرددز صیقل آینه هرچند پاک می گردد
۲
بود ز جانوران پاک هرچه زنده بودبغیر نفس که چون مرد، پاک می گردد
۳
بغل گشاده بهشت آیدش به استقبالز درد فقر دل هرکه چاک می گردد
۴
ز خلق خوش چه عجب گر ملک شود آدم؟که خون ز مشک شدن نیز پاک می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth