شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۷۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل رمیده ملول از سفر نمی‌گرددفتاد هرکه به این راه برنمی‌گردد
۲
شده است خشک چنان چشم من ز بی‌دردیکه از نظاره خورشید تر نمی‌گردد
۳
مشو به سنگدلی غرّه ای کمان‌ابروکه تیر آه من از سنگ برنمی‌گردد
۴
دل از عقیق لب او چگونه بردارم؟که تشنه سیر ز آب گهر نمی‌گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth