خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمرده، عمر کسی جاودان نمیگرددخراب تا نشود این دکان نمیگردد
۲
چنان ز قید تعلق سبک برآمدهامکه از خمار سر من گران نمیگردد
۳
مرا بس است همین آبرو که سجده منغبار خاطر آن آستان نمیگردد
۴
ز بس که شکوه خونین به روی هم فرش استچو غنچه در دهن من زبان نمیگردد
صفحهٔ ۱ از ۳