خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بغیر اشک که راه نگاه من بنددکه دیده قافله ای چشم راهزن بندد؟
۲
روا مدار خدایا که متحست زر میبه زور گیرد و بر گوشه کفن بندد
۳
بغیر سوختن و گریه کردن و مردنچه طرف شمع ازین تیره انجمن بندد؟
۴
نمی کند گله ام گوش، اگرچه بتوانددر هزار شکایت به یک سخن بندد
صفحهٔ ۱ از ۳