خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز آن دهن که ازو خنده سر برون آردکه دیده پسته که از خود شکر برون آرد؟
۲
فغان که طوق گلوگیر عشق، قمری راامان نداد که از بیضه سر برون آرد
۳
دل از عزیزی غربت نمی توان برداشتز گوهر آب محال است سر برون آرد
۴
برون نمی رود از مجمر تو نکهت عودز محفل تو کسی چون خبر برون آرد؟
صفحهٔ ۱ از ۳