خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درشتی از فلک شیشه رنگ می باردزمانه ای است که از شیشه سنگ می بارد
۲
لب صدف زده تبخال و ابر بی انصافبه کام شیر و دهان پلنگ می بارد
۳
گشاده رو سخن سخت نشود ز کسیبه هر دری که بود بسته سنگ می بارد
۴
نه هر که داغ گذارد ز دردمندان استکه زهر چشم ز داغ پلنگ می بارد
صفحهٔ ۱ از ۲