شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۷۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی که با تو نشد آشنا که را دارد؟ترا کسی که ندارد چه آشنا دارد؟
۲
فغان که تاج سر من شده است همچو حبابتعینی که ز دریا مرا جدا دارد
۳
به راستی ز فلک پیش می توان افتادز نیل می گذرد هرکه این عصا دارد
۴
ز خود برون شده را نقش پا نمی باشدعبث سر از پی ما عقل نارسا دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth