خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درین بهار به گلزار رفتنی داردبه پای بوی گل از خود گذشتنی دارد
۲
کنون که نرگس شهلا گشود چشم از خواببه چشم روشنی باغ رفتنی دارد
۳
ز نوبهار برومند گردد امیدشبه توبه هرکه امید شکستنی دارد
۴
ز برگریز خزان، بلبلی است فارغبالکه زیر بال و پر خویش گلشنی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲