خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عذار نوخط دلدار دیدنی داردگلی که می رود از دست چیدنی دارد
۲
اگر چه خشک شد از خط عقیق سیرابشبه بوی می لب ساغر مکیدنی دارد
۳
دهان تنگدل او به هیچ می رنجدوگرنه آن لب میگون گزیدنی دارد
۴
هنوز گل ز رخش دسته می توان بستنهنوز سبزه خطش چریدنی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲