شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۷۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فروغ روی تو چون از نقاب می گذردعرق ز پیرهن آفتا می گذرد
۲
به خون دل گذرد روزگار سوختگانمدار شعله به اشک کباب می گذرد
۳
ازین چه سود که در گلستان وطن دارم؟مرا که عمر چو نرگس به خواب می گذرد
۴
ز پیش خرمن من برق از کم آزاریبه آرمیدگی ماهتاب می گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth