خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا به زخم زبان روزگار میگذردمدار آبله من به خار میگذرد
۲
به اعتبار عزیز جهان شدن سهل استعزیز اوست که از اعتبار میگذرد
۳
به آب و رنگ جهان هرکه چشم کرد سیاهچو لاله با جگر داغدار میگذرد
۴
نفس شمرده برآور که خود حسابان راحساب زود به روزِ شمار میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۴