خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صباح مستی و شام خمار میگذردخوشی و ناخوشی روزگار میگذرد
۲
اگر ز شش جهت آیینه پیش رو دارمز هفت پرده چشمم غبار میگذرد
۳
بیا که جوش گل بوسه است روی ترامرو که عمر چو باد بهار میگذرد
۴
هر آنچه از پسر ناخلف رود به پدرز اهل عصر بر این روزگار میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲