خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا چه غم که شب ما دراز میگذرد؟که روزگار تو در خواب ناز میگذرد
۲
غرض ز سنگدلی داغ کردن شهداستبه لالهزار اگر آن سرو ناز میگذرد
۳
نیازمندی از او همچو ناز میباردز ناز اگر چه ز من بینیاز میگذرد
۴
ز پا کشیدن زلف و غبار خط پیداستکه وقت خوبی آن دلنواز میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳