شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۷۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی توان ز کرم منع باده خواران کردبه دست بسته سبو هرچه داشت احسان کرد
۲
امید هست ترا مهربان ما سازدهمان که آتش سوزنده را گلستان کرد
۳
خط تو بر ورق آفتاب حکم نوشتشکوه حسن تو این مور را سلیمان کرد
۴
ز ذوق درد تو بالید مغز من چندانکه استخوان مرا همچو پسته خندان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth