خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکوفه مغز شعور مرا پریشان کردفروغ لاله سر توبه را چراغان کرد
۲
گسسته بود اگر عقد خوشدلی یک چندبهار، منتظم از رشته های باران کرد
۳
ز غصه هر گره مشکلی که دلها داشتشکوفه باز به دندان گوهرافشان کرد
۴
ز ابر چتر پریزاد جلوه گر گردیدچو گل به تخت هوا تکیه چون سلیمان کرد
صفحهٔ ۱ از ۵