خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز یاد عیش مرا سینه زنگ می گیردز آب گوهرم آیینه زنگ می گیرد
۲
فغان که آینه صاف صبح شنبه منز سایه شب آدینه زنگ می گیرد
۳
فتاده است چنان آبدار گوهر منکه قفل بر در گنجینه زنگ می گیرد
۴
می دو ساله جلا می دهد به یک نفسشدلی که از غم دیرینه زنگ می گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲